به ما حمله شد! اینجا منطقهء جنگیه!
خدا رحم کنه. امروز با کم رفتیم خرید. توی سوپر مارکت دیدم رفته سراغ قفسهء حشره کش ها 2 تا بزرگشو برداشته. من هم که از نقشه های شوم این خبر نداشتم به موضوع اهمیت ندادم. امروز بعد از ظهر رو کاناپه لم داده بودم و تو اینترنت وول می خوردم از پشت سرم میشنیدم که هی صدای اسپری میاد و این هی داره بالا پایین میپره و از در پشتی هی میره و میاد. اهمیت ندادم. یه نیم ساعتی گذشت دیدم نـــــه خـــیــــــر مثل این که از پا نمی افته! برم ببینم چه خبره که دیدم اووووه! از در و دیوار خونه داره مورچه بالا میره. میگم اینا از کجا اومدن؟ کاشف یه عمل اومد که آقا رفته با حشره کش افتاده به جون این مورچه هایی که توی سوراخ سمبه های دور خونه زندگی می کنند و مورچه های بدبخت از لونه زدن بیرون که بلکه زنده بمونند! حالا نکتهء عجیب اینه که این اسکل ها لاروهاشون هم به دندون کشیده بودند با خودشون آورده بودند بی خبر از اینه حشره کشه لارو هم میکشه. صحنه بدی بود یه عالمه مورچه که یه چیز سفید توی دهنشونه! کلی جاروکشی کردیم اما همین طور مورچه از همه جا میجوشه. خدا به دادمون برسه، میترسم صبح که بیدار شدم تو لونه مورچه ها باشم!