فوتبال، همون بازی معقولی این همه تو ایران مرسومه و حتی بر و بچه ها تو کوچه پس کوچه بازی میکنن، اینجا یه معنی دیگه ای میده! فوتبال یعنی راگبی! یه چیزی مثل هندبال با چاشنی کتک کاری و خشونت که دو نوع داره: راگبی لیگ و راگبی یونیون. راگبی لیگ فقط تو کوئینزلند و نیو ساوت ولز و شمال ویکتوریا و نیوزیلند و ایرلند بازی میشه ولی راگبی یونیون تو همه دنیا (غیر ایران) بازی میشه و با فوتبال آمریکایی فرق داره!ضمنآ یه بازی دیگه ای هم هست که بهش میگن فوتبال استرالیایی! خب حالا که چی؟
ناهید شید روز قبل (مصادف با یوم الجمعه) کم اومد خونه و گفت که یکی از دوستاش که یه جفت بلیت برای کل بازیهای این فصل برانکو (یا همون تیم راگبی لیگ بریزبن) داره امشب نمیتونه بره پس بلیتش رو داده به کم که بره مفتی حالشو ببره! من هم برام جالب بود برم استادیوم خارجه ببینم چه خبره. با خودم گفتم که امشب لات و لوت ترین آدمهای بریزبن رو میبینم، و با خودم می گفتم ورزشی که این جوره وای به حال طرفداراش!
چیزی که دیدم کاملا بر عکس بود: محیط شدیدا خانوادگی، بچه های کوچک با پدر و مادر، زوجهای پیر و جوون و یه سری هم مثل ما چند تا پسر بودن. همه با نظم و ترتیب اومدن تیمشون رو تشویق کردن و از شب قشنگ آخر هفته لذت بردن و رفتن!
داشتم فکر می کردم که این هم از خوبیهای ورود خانومها به استادیومه و اگه تو ایران هم آزاد بود خب طبیعتا خیلیها با همسر یا دوستاشون می رفت و کمتر شلوغ کاری می کردن بعدش یادم افتاد که اگه اینطور بود کار به خون و خونریزی میکشید چون یه عده میرفتن که به دخترها تیکه بندازن و در نتیجه …
از اون لحاظ) این مردم انگیسی زبان باید همه چیز رو مخفف کنن! من نمیدونم این چه مرضیه! چند نمونه: فوتبال فوتی؛ استرد بروک (اسم یه جزیره نزدیک بریزبن)، استردی؛ گلد کست(یه شهر ساحلی)، گلدی؛ از همه با مزه تر این هم خونه ایم بود که یه بار پای تلفن می خواست خودشو به دوستش معرفی کنه و فامیلیش جونزه و گفت: های ایتس جونزی!