بازی سرزمین مادری

By mynewchapter

به بهانهء دعوت پژواک می نویسم: “بازی سرزمین مادری” (که از بلاگ  داریم میریم استرالیا شروع شده)

1. برای نیمه مهاجران استرالیا: چه چیزهای خوب و با ارزشی ممکنه باعث بشه که از رفتن منصرف بشین؟

(برای مهاجران استرالیا: “چه چیزهای خوب و با ارزشی ممکنه باعث برگشتنتون بشه؟“)

2. برای نیمه مهاجران استرالیا: چه چیزها و یا خاطرات ارزشمندی هست که وقتی اونجا رفتید ازشون با افتخار واسه اجانب صحبت می کنید؟

(برای مهاجران استرالیا: “چه چیزها و یا خاطرات ارزشمندی از سرزمین مادری تون به یاد دارید واسه افتخار کردن پهلوی اجانب!؟“)
اول تو پرانتز بگم که من نه مهاجرم و نه نیمه مهاجر! فعلآ اینجا هستیم تا ببینیم چی میشه.
در جواب سوال اول کمابیش پژواک حرفهای من رو هم زده اما من بهش یه بخش خانواده هم اضافه میکنم. هنوز وضعیت خودم رو در مورد مادر پدرم نمیدونم. مادر پدری که برای من از همه چیزشون مایه گذاشتن و بیشتر واسه بچه هاشون زندگی کردن تا خودشون و حالا من ولشون کردم و اومدم اینجا! هنوز خدا رو شکر پیر نشدن ولی اگه روزی بهم نیاز داشته باشن اگه مجبور باشم جهنم رو هم واسه زندگی انتخاب میکنم چه برسه تهران عزیزم.
اما می رسیم به قضیه افتخار که من متخصصش هستم و تا درسم اینجا تموم بشه یه دکترای افتخار به ایران هم میگیرم! قبلن هم در مورد  افتخار صحبت کردم: تقویم قشنگ باستانی که عقلانی ترین تقویمه! نوروز و بقیه جشنها،تخت جمشید، تاریخمون، آب و هوا (ما همه جور آب و هوا رو در طول سال در تهران داریم اما این بدبختها برف ندیدن و چند روز پیش داشتم با احساس از یه روز قشنگ برفی تعریف میکردم و هم خونه ایم افسردگی گرفت!) جغرافیای ایران و تهران، البرز و دماوند، و خیلی چیزهای دیگه… این افتخار طرز بیانش هم مهمه؛ یعنی نباید زیاد گیر بدی یا طوری بگی که باعث موضع گیری طرفت بشی، باید ضربه رو آروم ولی قوی و کاری بزنی!

5 نظر to “بازی سرزمین مادری”

  1. neda می گوید:

    تو جون متخصص افتخاری!! خیلی حرفه ای برخورد می کنی!!:))

  2. neda می گوید:

    جدن نه جون!

  3. neda می گوید:

    ببین داشتم مطالب قدیمیتو می خوندم، رسیدم به توصیه، بند آخرش رو که خوندم یاد آرش افتادم که راه می رفت تو دانشگاه ملت رو ماچ می کرد!! امیدوارم این عادت نفرت انگیزش رو اونجا ترک کرده باشه، چون اگه بخواد همچنان راه بره اونجا ماج و موچ راه بندازه، قیافه دوستاش دیدنی می شه!!:))))

  4. امید می گوید:

    آقا چرا بروز نمیکنی ؟؟؟
    زود باش دیگه ….

  5. jdfarang می گوید:

    هه
    به بلاگ من سر بزنی کامنت بذاری خوشحال میشم
    بای

يك پاسخ برايش بگذاريد